حجم نمونه لازم در روش  PLS


 یکی از دلایل محبوبیت و پرکاربرد بودن روش PLS، عدم نیاز به استفاده از حجم بالای نمونه در پژوهش ها است.
در حالی که روش های پیشین (نسل اول)، احتیاج مبرم به تعداد نمونه بالا (
N>200). برای اجرای صحیح مدل های معادلات ساختاری داشتند. پژوهش هایی با حجم نمونه اندک (N<200) یعنی کمتر از 200 مورد، باعث ایجاد دو مشکل عمده در مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از روش های نسل اول (با لیزرل و ایموس) می شوند: عدم همگرایی و ارائه راه حل های نامناسب. اما در روش PLS پژوهشگر به این مشکلات برخورد نمی کند. عدم حساسیت PLS به حجم نمونه تا آنجاست که حتی تعداد نمونه می تواند کمتر از تعداد کل متغیرهای پژوهش باشد. به طور مثال ولد (1989) در مقاله خود مدلی را به کار می برد که دارای تعداد کل 27 متغیر است و این در حالی است که تعداد نمونه 10 عدد برای تحلیل استفاده شده است.

یکی از قواعد شناخته شده برای تعیین حداقل نمونه لازم در روش PLS، توسط بارکلای و همکاران (1995) ارائه شده است. این نویسندگان اظهار می دارند که حداقل حجم نمونه لازم برای استفاده از روش PLS، برابر است با بزرگترین مقدار حاصل از دوقاعده:

1)  10 ضرب در تعداد شاخص های مدل اندازه گیری ای که دارای بیشترین شاخص در میان مدل های اندازه گیری مدل اصلی پژوهش است.
2)  10 ضرب در بیشترین روابط موجود در بخش ساختاری مدل اصلی پژوهش که به یک متغیر مربوط می شوند.

برای روشن تر شدن روش مطرح توسط بارکلای و همکاران، مدل شکل پایین را در نظر بگیرید. فرض کنید یک پژوهشگر پس از مرور مبانی نظری مربوط به موضوع خود، به مدل مطرح در این شکل رسیده باشد. برای محاسبه تعداد نمونه طبق قاعده ی اول در روش مذکور باید مدل اندازه گیری ای را که شامل بیشترین تعداد شاخص باشد، پیدا کنیم. همانگونه که در شکل مشخص است، مدل اندازه گیری سازه ی C، حاوی پنج شاخص است که از شاخص های سه مدل اندازه گیری دیگر بیشتر است. بنابراین طبق قاعده اول از روش بارکلای و همکاران، حداقل حجم نمونه مورد استفاده در روش PLS مربوط به مدل زیر برابر است با حاصلضرب 10 در 5 که 50 عدد می باشد.
در مرحله بعد برای محاسبه تعداد نمونه طبق قاعده دوم در روش مذکور باید بیشترین روابط موجود در بخش ساختاری مدل که به یک متغیر مرتبط می شوند را پیدا کنیم. در مدل زیر، سازه های
A و D هرکدام با سه رابطه، به متغیرهای دیگر پیوند می خورند. در حالی که تعداد رابطه های مربوط به سازه های B و C هر کدام دو عدد است. بدین ترتیب طبق قاعده ی دوم از روش بارکلای و همکاران، حداقل حجم نمونه مورد استفاده در روش PLS مربوط به مدل زیر برابر است با حاصلضرب 10 در 3 که 30 عدد می شود. در مرحله آخر با مقایسه 50 و 30، مقدار بزرگتر یعنی 50 به عنوان حداقل تعداد نمونه لازم برای این پژوهش انتخاب می گردد.



















 

البته ذکر مطلب ضروری است که تعیین حجم نمونه مناسب برای پژوهش های مختلف به عوامل زیادی بستگی دارد و تکنیک ها و شیوه های ارائه شده تنها در مورد تعیین حداقل حجم نمونه کارایی دارند. تعیین حجم نمونه ای که با آن بتوان مدل پژوهش را به درستی سنجید، به عوامل زیادی از جمله توزیع داده ها و تعداد داده های مفقود بستگی دارد.

** گردآوری: مرکز آماری خوارزمی (منبع: کتاب مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار PLS، تالیف دکتر علی داوری)